وبلاگ شخصی پژمان اکبرزاده
Pejman Akbarzadeh Personal blog in Persian
فیس‌بوک / Facebook - تویتر / Twitter - تارنما / Website


ه‍.ش. ۱۳۹۵ مهر ۲, جمعه

انتشار عکس جسد و نقض حریم خصوصی در ایران

تعداد زیادی از رسانه‌های داخل ایران عکس جسد مردی را چاپ کرده‌اند که حدود 9 سال پیش در دریاچه‌ای غرق شده ولی به دلیل پدید "صابونی شدن" بیشتر پیکرش نسبتا سالم مانده. خانواده هم آمده اند، جسد را شناسایی کرده و برده اند. 
جدا از درد و رنج بازماندگان، همش به این فکر می کنم که احساس‌شان از اینکه عکس پیکر عزیزشان با ذکر نام بی هیچ ابایی در همه این رسانه چاپ شده چیست.
موضوع نقض حریم خصوصی ظاهرا هیچ اهمیتی در این میان ندارد...

پی نوشت:
پس از انتشار این یادداشت کوتاه، یکی از همکارانم برایم این لینک را فرستاد که خواندن آنرا به همه دوستان پیشنهاد می کنیم (حقوق ما پس از مرگ ما)

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۵, جمعه

داوود رشیدی و تاسف گروهی از هم میهنان برای مرگ یک بازیگر خودفروخته

دبیرستان که بودم تلویزیون جمهوری اسلامی یک شبه مستند درباره آیت الله خمینی پخش می‌کرد به نام "پرواز قرن". داوود رشیدی (هنرمند پیش کسوت!) از نقش آفرینان اصلی این سریال بود که در پاریس و نوفل لوشاتو قدم می زد و خاطرات مردم را جویا می‌شد درباره امامِ ساده زیست و محبوب ملت ایران. رسول صدرعاملی کارگران سریال بود.
تا آنجا که یادم می آید این سریال در دهه فجر از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شد. آقای رشیدی هم در بخش هایی از سریال انتقاد می کردند که چرا یک سری از مردم در آنجا می گویند از شاه بیشتر خوششان می آمده "چون او در رسانه های فرانسه پول زیاد خرج می کرده"!
چند سال پیش هم ایشان در اجلاس حقوق بشر در ژنو، منکر نقض حقوق بشر در ایران شدند! حالا امروز فیس بوک را باز می کنم می بینم حتا بسیاری از مخالفان نظام ایران و شخص خمینی از مرگ رشیدی اظهار تاسف می کنند. حافظه تاریخی ما ایرانیان ظاهرا از شگفت انگیز بودن گذشته و در حال تبدیل شدن به یک پدیده است !

ه‍.ش. ۱۳۹۵ شهریور ۲, سه‌شنبه

محمد حیدری نازنین درگذشت


محمد حیدری نازنین ، آفریننده بسیاری از ترانه های ماندگار ایرانی امروز سوم شهریور در لوس آنجلس بر اثر سرطان ریه درگذشت
 حیدری هنرمندی وارسته و متواضع بود که به باور من، بسیاری از ما ایرانیان به واسطه رقم خوردن بسیاری از زیبا ترین لحظه های زندگی مان با نغمه هایش به او مدیون هستیم.
حیدری هم مانند بسیار از دیگر خدمت گذاران فرهنگ و هنر ایران، چندان قدر ندید. 
سالها پیش برای جلد دومی کتابی که درباره فعالیت های موسیقی دانان معاصر ایران در دست نگارش داشتم با او در تماس بودم. عکسی که در همین پست گذاشته ام همان  عکسی است که برای چاپ در کتاب فرستاد و یادگاری بود از سالهای فعالیتش در ایران


در لوس آنجلس هم یکی دو بار توانستم از نزدیک ببینمش. یک هنرمند بسیار نازنین و از معدود هنرمندانی که خودش و آثارش به همین شبیه بودند... ساده، صمیمی و دوست داشتنی. شناخت اساسی او از موسیقی ایران، ذوق فراوان و طبع حساس اش دست به دست هم دادند تا ملودی های درخشانی از او در موسیقی پاپ ایران به یادگار بماند. در سالهای اخیر بسیار آزرده خاطر بود که خوانندگانی که در گذشته با آهنگ های او به محبوبیت رسیدند دیگر حالی از او نمی پرسند و ترجیح می دهند که شعر و آهنگ رایگان از ایران برایشان ارسال شود تا با همکاران سابق خود کار را ادامه دهند... یادش گرامی
نمونه هایی از کارهای او





Persian music loses one of its most talented songwriters: Mohammad Heydari

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۵, یکشنبه

یادگاری با اسپری قرمز در گوردخمه های ایران باستان !

این عکس ها مربوط به گوردخمه صحنه است. گورهای باستانیِ احتمالا مربوط به دوره مادها یا هخامنشیان که در استان کرمانشاه قرار گرفته. دسترسی به این گوردخمه ها حتا برای یک بازدید عادی آسان نیست چون بالای کوه قرار گرفته اند. ولی حتا چنین اثر از یادگاری نوشتن برخی هموطنان آن هم با اسپری قرمز رنگ بی نصیب نمانده اند.
ای کاش حکومتی بر سر کار بود که به جای اجیر هزاران نیروی مخفی برای چک کردن روسری مردم، کمی هم به فکر پاسداری از گنجینه های تاریخی کشور بود.



ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۴, یکشنبه

فروزان عزیز، ممنون برای لحظات شیرینی که برایمان پدید آوردی...

فروزان و "گنج قارون" را ممکن است خیلی ها نماد ابتذال در سینمای ایران در آن دوران بدانند ولی من هر دو را دوست دارم؛ صمیمیت شان و روایت شان از ایرانِ روزهایی که ندیده‌ایم
فروزان عزیز، سپاس از تو برای لحظات شیرینی که با بازی های دلنشین‌ات برای ما پدید آوردی...  حتما می دانی که در روزهای مصیبت بارِ جنگ و سالهای پس از آن که نه ماهواره ای بود و نه اینترنت، فیلم های تو بین خانواده ها دست به دست می شد و اندکی شادی به خانه ها می بُرد
سپاس از تو. روحت در آرامش

In memory of Forouzan, the star of Persian popular films in 1960s and 1970s.

ه‍.ش. ۱۳۹۴ خرداد ۳, یکشنبه

به بهانه سالگرد آزادی خرمشهر


پسر خاله پدرم در نخستین روزهای جنگ، اسیر شد. کارش انتقال غذا برای سربازان بود. در سال‌هایی که در اردوگاه بود، مادرش که در رویای بازگشت فرزندغوطه‌ور بود دچار ضایعه مغزی شد و دیگر کلامی به زبان نیاورد.
وقتی فرزند جزو نخستین گروه آزادگان به ایران بازگشت، مادر گویی اصلا نفهمید که او بازگشته و چند سال بعد در نهایت مظلومیت درگذشت...

من اون موقع در اصفهان بیشتر به فکر کِش رفتنِ پولکی ها بودم. صحنه هایی که تو ذهنمه بیشتر این بود که فامیل میومدن به خونشون. جیغ می کشیدن بغلش می کردن و گریه می کردن. من هم وحشتزده به مامان بابام می چسبیدم.
اون زمان اینقدر بمباران اخبار بودیم که شاید کمتر عجیب بود. الان که فکر می کنیم می بینیم چه کابوسی رو از سر گذراندیم.
سالگرد آزادی خرمشهر خجسته و به امید محاکمه آنهایی که موجب ادامه جنگ و این همه تلفات مادی و معنوی شدند. البته آنهایی‌شان که زنده هستند. اصلی که به ملکوت اعلی پیوست!
(In Memory of Khorramshahr)

ه‍.ش. ۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۲, شنبه

عکسی از آشتی کنان غلامرضا تختی با دیگر کشتی گیران: حبیبی و زندی


امروز روی جلد یکی از مجله های قدیمی، عکسی از تختی را دیدم که در جاهای دیگه ندیده‌ام؛ روی جلد ماهنامه فردوسی (به سردبیری عباس پهلوان چاپ شده است و کنار آن نوشته شده: برای تحول در کشتی ایران تختی، حبیبی و زندی با هم آشتی کردند!
مراسم آشتی کنان ظاهرا در دفتر مجله صورت گرفته و مجله هم در آذرماه 1346 چاپ شده است؛ تنها یک ماه پیش از درگذشت‌اش.
چهره تختی در نظرم مانند بسیاری از دیگر عکس‌هایش، قوی و محکم اما پُر درد است.
یادش گرامی.
In Memory of Gholamreza Takhti, Persian (Iranian) Olympic Gold-Medalist Wrestler